تبلیغات
پزشکی و سلامتی و تناسب اندام - دفاع با گریه

دفاع با گریه

پنجشنبه 27 خرداد 1395 01:42 ق.ظنویسنده : علی محمدی

 

دفاع با گریه

  • دفاع با گریه

    پسر نوجوان در جریان یک درگیری کودکانه مرتکب قتل شده است / پسر 16 ‌ساله‌ای كه در دفاع از برادرش مرتكب قتل شده بود با گریه از خودش دفاع كرد...

    پسر 16 ‌ساله‌ای كه در دفاع از برادرش مرتكب قتل شده بود با گریه از خودش دفاع كرد.
    به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسیدگی به پرونده روز گذشته در شعبه چهارم دادگاه كیفری شماره یك استان تهران برگزار شد. نماینده دادستان بعد از رسمیت‌یافتن جلسه در جایگاه قرار گرفت و در شرح كیفرخواست گفت: حادثه قتل دو سال قبل و در یكی از محله‌های شهرری اتفاق افتاد. وقتی مأموران پلیس در محل حاضر شدند، مشخص شد پسری به نام نیما با اصابت جسم نوك‌تیزی به گردنش كشته شده است. بعد از انتقال جسد به پزشكی قانونی معلوم شد كه ضارب پسری 16 ساله به نام سیاوش است كه بعد از حادثه از محل فرار كرده است. در حالی كه بررسی‌ها در جریان بود، سیاوش یك روز بعد از حادثه همراه پدرش به اداره پلیس رفت و خودش را تسلیم كرد. نماینده دادستان گفت: متهم در بازجویی‌ها به جرمش اقرار كرده و از آنجا كه جرم او محرز شده برایش درخواست صدور مجازات قانونی دارم.  سپس اولیای دم به دادگاه گفتند كه خواسته‌شان قصاص سیاوش است و حاضر به گذشت نیستند.

    در ادامه نیما به درخواست قاضی در جایگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول كرد. او گفت چند روز قبل از حادثه بود كه برادر كوچكم به من گفت كه نیما او را كتك زده است. از شنیدن این خبر ناراحت شدم و تصمیم گرفتم با نیما در این باره حرف بزنم. وقتی هم به در خانه‌شان رفتم، قصد دعوا نداشتم، اما نیما وقتی مقابل در خانه آمد شروع به فحاشی كرد. بعد حمله كرد و خواست برادرم را دوباره كتك بزند. من هم شیشه نوشابه‌ای را كه كنار پیاده رو افتاده بود، برداشتم و شكستم. خواستم نیما را بترسانم تا از ما فاصله بگیرد و كاری با برادرم نداشته باشد. او توجه نكرد. شیشه را در هوا چرخاندم و نمی‌دانم چطور شد كه دیدم سر شیشه خونی شده است. همان لحظه كه نیما دستش را به گردنش گرفت، فهمیدم كه ضربه به گردنش خورده است. بعد نیما روی زمین افتاد و من و برادرم فرار كردیم. برادرم را راهی خانه كردم و چند ساعت در خیابان‌ها پرسه زدم. وقتی با دوستانم تماس گرفتم، گفتند كه نیما به علت جراحت شدیدی كه به او وارد شده بود، فوت شده است. صبح روز بعد هم همراه پدرم به اداره پلیس رفتم و خودم را تسلیم كردم.

    پسر نوجوان در حالی كه به شدت گریه می‌كرد، مقابل اولیای دم قرار گرفت و با التماس از آنها درخواست گذشت كرد. او كه گریه امانش نمی‌داد، گفت: من قصد كشتن نیما را نداشتم. خودتان می‌دانید و اهل محل هم می‌دانند كه نیما اهل دعوا بود، هر چند من برای دعوا نیامده بودم و ضربه هم ناخواسته به او برخورد كرد و كشته شد. حالا هم از شما می‌خواهم كه از من گذشت كنید. آن روز اگر من ضربه را نمی‌زدم، حالا نیما جای من ایستاده بود و داشت محاكمه می‌شد.

    قاضی از سیاوش سؤال كرد، آیا می‌دانستی كه مجازات كشتن یك نفر قصاص است. سیاوش گفت من بچه بودم و اصلاً این موضوع را درك نمی‌كردم. وقتی كه من را به كانون بردند، این موضوع را فهمیدم.
    در ادامه وكیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او ابتدا به اولیای دم تسلیت گفت و سپس از هیئت قضایی درخواست كرد تا ماده 91 قانون مجازات اسلامی در مورد موكلش اجرا شود. وی توضیح داد:آن گونه كه هیئت قضایی آگاه است، براساس این ماده در جرائم موجب حد یا قصاص هرگاه افراد بالغ كمتر از 18 سال ماهیت جرم انجام شده یا حرمت آن را درك نكنند یا در كمال عقل آنها شبهه وجود داشته باشد از قصاص معاف و به زندان محكوم می‌شوند.

    هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و نظر مشورتی مشاور كانون اصلاح و تربیت وارد شور شدند.


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر